پارت پانزده :

یک تای ابرویش را بالا انداخت و با کلافگی گفت: واسه یه الف‌بچه اینقدر ذهنتو درگیر نکن، بی‌خیال!
اما ذهنم درگیر بود. نه از سر احساساتی که فرزاد حرفش را می‌زد بلکه از سر همان عذاب‌وجدانی که گفته بودم. هرچقدر فرزاد اصرار کرد، کوتاه نیامدم. کلافه از صدا و نور پیست، موتور محبوبم را روشن کردم و اجازه دادم لرزش آشنا و تندش از قوزک پا تا ستون فقراتم بالا بیاید. مثل همیشه که جاده را با نبضِ تن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z.k

    0

    چقدر فقر و بدبختی همه چیز رو به آتش میکشه . خیلی عالی بود وخیلی غمناک

    ۳ ماه پیش
  • ساناز

    1

    💙💛🧡🤎🤍🩷❤️💜🩶💚🩵

    ۳ ماه پیش
  • میم

    1

    عجب دلیلی،مگه اینطور نیست که با تشخیص پزشک اونایی که نیاز پیوند دارن اولویت بندی می کنن،پس اگه کسی جابجاش کنه قاتل هست مگه اینکه تو اولویت بندی درست نگذاشته باشن 😮😠

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    برای پیوند اعضا کارهای غیرقانونی مثل خرید و فروش، دست بردن به لیست گیرنده‌ها و چنین ماجراهایی هست. مه‌یاس هم گفت مامانم با هزارزحمت یه‌نفر رو پیدا کرده بود که می‌تونست نوبت عمل خواهرمو تو بیمارستان جابه‌جا کنه!

    ۳ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    خدا قوت خانم خوش قلم الان موغچفق شدم این اثر زیبا رو هم مثل مابقی اثارتون بخونم مثل همیشه عالی

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    همراهیتون باعث افتخاره ماهرخ‌جان. خوشحالم باز هم دنبال‌کننده‌ی رمانم هستین. ممنون از حمایت و انرژیتون🥰❤🙏

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    1

    واییی چه مشکلاتی ادم شاخ درمیاره

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    💔💔🙏💚

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    بسیار زیبا و پر از حس خوب، مثل همیشه. خداقوت عزیزم قلمتون مانا، بیصبرانه منتظر پارت بعدی هستم😍❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    امیدوارم بقیه دوستان هم کامنت بذارن و همراهی کنن تا پارت بیشتری داشته باشیم🥰😍❤

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    1

    بله واقعا یه همچین رمان زیبایی کامنتهای زیادی میطلبه دوستان بیایین کامنت بیشتر بذاریم تا پارت بیشتری از نویسنده بگیریم🥰😍😍😍😍

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون از حمایت و توجهتون🥰❤🙏

    ۳ ماه پیش
  • شقایق

    1

    همیشه همینقدر دیر دیر پارت بعدیارو میذارن؟

    ۳ ماه پیش
  • شقایق

    1

    هوف قشنگ بودااا☺️🥰

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    عالی، هرچی بیشتر جلو میرم بیشتر عاشقش میشم. هم عاشق رمان و هم عاشق قلم نویسنده. تقریبا همه ی رمانهاشونو خوندم و همه هم بی نظیر بودن، و رمان جدیدشون که دارم میخونم و لذت میبرم

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    همراهیت باعث افتخاره مهلای عزیزم. خوشحالم کنارمون هستی و ممنون که با کامنتای قشنگت انرژی میدی بهم🥰😍💚❤

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    یعنی مه یاس میمونه سر کارش؟

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    شاید، احتمالا... 😉

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    و البته مه یاس که این وسط بیگناهترینه💔🥺

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    🥺💔💔💔

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    پس زندگی خانواده ی مه یاس به این دلیل بهم ریخته... بیچاره باباعطا

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    هوم طفلیا🥺💔

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    دیار خیلی مرده، ذات پاک و قلب مهربونی داره

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    دقیقا🥰😍

    ۳ ماه پیش
  • مهلا

    0

    به به پارت جدید اومد

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰

    ۳ ماه پیش
کپی شد!